نیایش

خداوندا ! واقعا عشق چیست که بی خانمان می کند عاشقان زمان را ؟

 خداوندا ! به گیسوی لیلی قسم اگر به عشق خود نرسم ، از همه چیز و همه کس دل می کنم
بار الهی ! به قلب عاشق مجنون قسم اگر به او نرسم ، دیگر به هیچ کس دل نمی بندم

خداوندا ! به عشق پاک لیلی و مجنون قسم اگر به او برسم ثابت خواهم کرد که چقدر دوستش دارم

 بار الهی ! همه کس می دانند ، ولی من از هیچ کس واهمه ای ندارم حتی در لحظه ی مرگ هم می گویم : که او را دوست دارم و می خواهم

 اما از آن روزی می ترسم که به او نرسم و همه مرا با انگشت نشان دهند و گویند :
 آمد آن عاشق دیوانه ورسوا

نظرات 3 + ارسال نظر
احمد یکشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1383 ساعت 16:21 http://neghab.blogsky.com

سلام
متن خوبی بود...اما عاشقانه نبود...اخه عاشق که از رسوا شدن نمی ترسه عزیز
در ضمن...لازمه ی عاشق شدن....بریدن از عقله و کسی که از عقل برید...میشه دیوانه
حالا هرکی مرد میدونه پا پیش بزاره
ممنون که به من سرزدی اما نگفتی که با متن موافقی یا نه؟
به هر حال...
موفق باشی

بارونک یکشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1383 ساعت 18:35 http://baroonee.persianblog.com

سلام خیلی قشنگ بود مرسی از اینکه اینکه اینقدر با احساس در موردم نظر دادی سر فرصت بهت لینک می دم

شیرین دوشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1383 ساعت 09:17 http://moonlight1.co.sr

سلام ندا جون... قصه لیلی و مجنون قصه بود ... دیگه تو این دوره و زمونه کسی از عشق نمی میره... خودتو درگیر این احساسات نکن... منم مثل تو فکر می کردم ولی بعد از ۲ سال باز دارم زندگی می کنم و هنوز دارم از زندگیم لذت می برم... شاد باشی عزیزم.... ممنون که اومدی پیشم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد